|
rose
|
مترسک
کاشکی مترسک نبودم مزرعه زندونم نبود کاشکی یه اخم ساختگی مهمون چشمونم نبود پرنده ها رو دوست دارم وقتی میان کنار من اما می ترسم بپرن تا که نشن شکار من حیوونکی چشمای من اخمو کشیدن چشمامو حیوونکی پرنده ها وقتی که دیدن چشمامو کاشکی مترسک نبودم مزرعه زندونم نبود کاشکی پرنده گشنه ی همیشه حیرونم نبود
پرنده ها گناه دارن جوجه هاشون دون ندارن اما نباید بزارم حتی یه دونه بردارن
کاشکی مترسک نبودم دل ندارن مترسک ها اما توی سینه ی من یه دل گذاشتن به خدا [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 21:54 ] [ rose ]
[ ]
[ شنبه پنجم آذر 1390 ] [ 19:30 ] [ rose ]
[ ]
![]() وای، باران؛ باران؛ شیشه پنجره را باران شست . از دل سرد من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟ آسمان سربی رنگ، من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ . می پرد مرغ نگاهم تا دور، وای، باران، باران، پر مرغان نگاهم را شست . خواب رویای فراموشیهاست ! خواب را دریابم، که در آن دولت خواموشیهاست . من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم، و ندایی که به من میگوید : گر چه شب تاریک است دل قوی دار، سحر نزدیک است دل من، در دل شب، خواب پروانه شدن می بیند . مهر در صبحدمان داس به دست آسمانها آبی، پر مرغان صداقت آبی ست دیده در آینه صبح تو را می بیند . از گریبان تو صبح صادق، می گشاید پرو بال . تو گل سرخ منی تو گل یاسمنی تو چنان شبنم پاک سحری ؟ نه؟ از آن پاکتری . تو بهاری ؟ نه، بهاران از توست . از تو می گیرد وام، هر بهار اینهمه زیبایی را . هوس باغ و بهارانم نیست ای بهین باغ و بهارانم تو ! [ یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391 ] [ 20:32 ] [ rose ]
[ ]
زمان نمی ایستد و لحظه ها میروند پس قدر بودن و باهم بودن را بدانیم ![]() [ سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390 ] [ 22:24 ] [ rose ]
[ ]
|
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] |